خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





جوجو کوپولو طوطی شده

    دختر قشنگم بلاخره بعد از 10 ماه تونستم بیام و از تو خونه خودمون برات بنویسم، اگه بدونی از اینکه هر کار جدیدی که تو این مدت یاد میگرفتی و من نمی تونستم برات ثبتش کنم چقدر حرص می خوردم.
    شما هم که ماشاءاله هزار ماشاءاله واسه خودت خانمی شدی تازه خودتم اقرار میکنی که خانم شدی، سرتو تکون میدی و می گی من نی نی نیستم من خانم شدم، اسمم حلماس. آره عزیزم مثه طوطی صحبت میکنی و هرچی که می شنوی تکرار میکنی. انقدم بلا شدی که نگو مثلا شیرتو که خوردی و سیر شدی میگی: می می ماله نی نیاس من بزرگ شدم، بعد از چند دقیقه که دوباره می خوای بخوری می گی می می می خوام بهت می گم می می ماله نی نیه تو می گی: نه ماله منه. ای بلا.
    قربونت برم هفته پیش خیلی بهمون سخت گذشت، آخه شما یه دفعه تو چند ساعت تب کردی و حسابی بی قراری می کردی، عجب تب عجیبی هم بود قربونت برم خیلی اذیت شدی بردمت دکتر گفت عفونت گلو داری ولی با اینکه داروهاتو استفاده میکردی اصلا تبت پایین نمی اومد دوباره فرداش بردمت دکتر گفت که یه ویروس و باید دوره ی 4 روزه شو بگذرونه. شبا که خیلی تبت زیاد می شد با بابا بیدار می موندیم و باهات آب بازی می کردیم آخه فقط آب بازی و دوست داشتی اصلا جون نداشتی هیچ بازی دیگه ای بکنی همش می گفتی خوابم میاد، بابا که لباستو خیس می کرد به شکم و کمرت میزد وقتی برمی داشت لباست داغ می شد مثه اتو. خلاصه روز سوم که تبت پایین اومد تمام قسمتهای بدنت که تب داشت قرمزی زیادی ریخت بیرون ماخیلی ترسیده بودیم ولی خدارو شکر از روز چهارم به بعد بهتر شدی و الانم مثل قبل دوباره طوطی خونه شدی.
    قبل از مریضیت خیلی نانای می کردی همش باید برات نانای می ذاشتیم که برقصی بهت میگفتیم عروسی خاله چه جوری می رقصی؟ یه قری می اومدی و می گفتی «ایی جوریی» راستی خاله تم داره عروس میشه ها هفته دیگه جشن عقدکنونشه. اما تو اون مدت که مریض بودی اصلا جون نداشتی که نانای کنی بخاطرهمینم یه کم یادت رفته و تا می یای نانای کنی سرت گیج میره. فدات
     از شیرین کاریای دیگتم اینه که تا 10 و قشنگ میشمری تازه یه دو سه روز قبل از مریضیت عمت برات یه کتاب داستان شعر خریده بود ما هرروز برات می خوندیمش وقتی به مریضیت خورد دیگه حوصله شو نداشتی اما یکی دو روز بعد از مریضیت دیدم خودت تمام کتاب و با همون چند بار خوندن ما حفظ شدی انقد بامزه می خونی که نگووو, مثلا ما اولش و برات میخونیم خودت با اون صدای تیز و بامزه ت بقیه شو تند تند میخونی، از هرجای کتابم که قاطی پاطی برات بخونم قشنگ بلدی و درست جواب می دی، جیگر اون هوش دخملم و بگردم.
    آخه دخملم انقد باهوشه که هنوز تازه یه سالش شده بود کتاب حمامشو که عکس داشت با اسم انگلیسی شکلایی که اونجا بود بلد بود نشون بده مثلا می دونس که چتر می شه آمبرلا. چند ماهی هم هست که شعرای یه توپ دارم قلقلیه، هاجر عروسی داره، عروسک قشنگ من قرمز پوشیده، عروسک من عسل، و چند شعر و ترانه ای که باباش براش میخونه رو حفظه، از همون موقع هم سوره های توحید و حمد و بلده. جییییگر
     


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : برات ,مریضیت ,نانای ,خیلی ,تازه ,خودت ,بردمت دکتر ,
    جوجو کوپولو طوطی شده

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر